پاسداشت شهدای حرم/1 نخلها ایستاده میمیرند
امروز سالروز پرواز چند تن از شهدای مدافع حرم مطهر زینب کبری(س) است. به همین سبب نگاهی به زندگی این مشعلهای روشن راه حق میافکنیم.
یکی از این شهدا، شهید «مصطفی شیخالاسلامیکندلوسی» است، مردی که در وصیتنامهاش نوشت: «هرگز رهبر انقلاب را تنها نگذارید.»
«شهید مصطفی شیخالاسلامیکندلوسی» در تاریخ 22 دی سال 64 هنگام اذان مغرب در چالوس دیده به جهان گشود.این شهید بزرگوار بهعنوان فرزند بزرگ خانواده، خود را در برابر برادران کوچکتر و تنها خواهر خود، مسئول میدانست و در تمامی مسائل به آنها کمک میکرد و حتی از سهم خود میگذشت تا برادران و خواهرش احساس ضعف و ناتوانی نکنند.شهید مصطفی در دوران ابتدایی وارد باشگاه کشتی شد و از همان دوران اولیه باشگاه، مقام قهرمانی استان را کسب کرد و حتی در هنگام تمرین برادر کوچک خود را نیز به باشگاه میبرد تا از تماشا کردن تمرین، انگیزهای پیدا کند که در نهایت برادرش در رشته ورزشی کشتی مقام استانی و در رشته جودو نیز بهعنوان عضو تیم ملی مشغول تمرین شد.این شهید مدافع حرم از دوران دوم ابتدایی شروع به نماز خواندن کرد و نماز را به برادرانش یاد میداد و هنگام اذان، در خانه نماز جماعت برگزار میکرد.
وی دوران ابتدایی خود را در مدرسه شهید فلاح، دوران راهنمایی در مدرسه شهید تندیس و دبیرستان را در مدرسه امام خمینی (ره) چالوس سپری کرد و در رشته ریاضیفیزیک همواره جزو شاگردان نخبه و ممتاز بود.وی فوقدیپلم خود را از دانشگاه ساری، کارشناسی را در دانشگاه یزد و کارشناسیارشد در رشته مهندسی برق را نیز در شهر ساری اخذ کرد.شهید «مصطفی شیخالاسلامیکندلوسی» در کنار تحصیل، ورزش خود را هم ادامه داد و در اواخر تحصیلاتش در دانشگاه در کنار برادر کوچکتر خود، به ورزش جودو روی آورد و دیری نپایید که مقامهای استانی و کشوری را در این رشته کسب کرد و پس از شهادت، بهعنوان اسطوره ورزش جودو انتخاب شد.
شهید «مصطفی شیخالاسلامیکندلوسی» در دی ماه 91 در سپاه مشغول به خدمت شد و در همان ابتدا به ماموریت سخت و طاقتفرسای کرمانشاه رفت و پس از مدتی نیز به ارومیه اعزام شد و آخرین مأموریت وی نیز رفتن به سوریه بود.این شهید گرانقدر مدافع حرم، به خانواده خود احترام بسیاری میگذاشت و الگویی در میان اقوام خود بود.وی بهعنوان نیروی داوطلب که مهارت خاصی در زدن «آرپیجی» داشت برای دفاع از اسلام و حرم حضرت زینب (س) راهی سوریه شد و پس از 27 روز در تاریخ 16 آذر 94 در یک عملیات سنگین در شهر «حلب» پس از چند شلیک موفق و به هلاکت رساندن نیروهای دشمن، توسط نیروهای دستنشانده استکباری داعش، به شهادت رسید. شهید «مصطفی شیخالاسلامیکندلوسی» در بخشی از وصیتنامه خود آورده است: «از اعضای خانواده میخواهم بعد از شهادت من، برایم طلب مغفرت کنند. توصیه من به جوانان و همه مسلمانان جهان، نماز خواندن به موقع و رعایت اخلاق اسلامی است. هرگز رهبر انقلاب را تنها نگذارید و برای ظهور حضرت مهدی (عج) دعا کنید و از همه کسانی که باعث آزار و اذیت آنها شدهام، طلب حلالیت میکنم.» ***
«مهدی قاضی خانی» یکی دیگر از شهیدان بزرگ مدافع حرم زینب سلام الله علیهاست. همسرش درباره او میگوید: روزی که خبر شهادتش پخش شده بود من هنوز نمی دانستم.
در خانه مشغول تدارک مراسم فردا بودم. همان مراسمی که نذر برگشتنش کرده بودم.
خانم رمضانی از دوستان مان با عروسش بعد از شنیدن خبر آقا مهدی آمدند منزل ما که متوجه شده بودند من اطلاع ندارم.
حبوبات وسط خانه بود و داشتم برای آش سفره پاک می کردم، در همین حال از حاج خانم پرسیدم آیا حبوبات کمه یا کافیه؟ ایشان من را یکجوری نگاه کرد. گفتم خب اگر کمه بگید اضافه می کنم اما حرفی نزد. بعد هم گفت عروسم یک بسته شکر نذر دارد اگر می شود برای حلوایتان استفاده کنید من هم قبول کردم.
خانم رمضانی دوباره پرسید اگر شوهرت این بار برگردد باز هم اجازه می دی بره سوریه؟
گفتم راستش نه حاج خانم. وقتی آقا مهدی نیست خیلی تنها میشوم بعد با خنده ادامه دادم البته او زبان گول زدن من را بلده.
نمی توانم بگویم از اینکه رضایت دادم به رفتنش پشیمانم اما خیلی دلتنگ می شوم به خصوص غروب ها خیلی اینقدر نبودنش را حس می کنم که احساس می کنم صاحب خانه ام نیست. مثل اینکه شما وقتی به مهمانی می روید تا صاحب خانه نیاید سر سفره رویتان نمی شود دست به غذاها بزنید.
تنها شدن را با همه وجودم لمس کردم. وی در وصیتنامه خود چنین مینویسد:
نمیدانم چگونه شروع نمایم مرا ببخشید. این که خداوند متعال به این بنده حقیر نظر لطف و کرامت داشته (در حالی که) بنده خوبی برای او نبوده و نیز فرزند اهلی برای پدر و مادر عزیزم نبودم. از خداوند بزرگ و پدر و مادرم میخواهم عاجزانه مرا ببخشند و ما را حلال بنمایند. و از پدر و مادر میخواهم بسیار مرا دعا نموده و نیز در برابر سختیها صبر و توکل به خداوند بزرگ کنند.
و نیز از همسر عزیز و مهربانم که کوه صبر و تحمل و انسان (است) بر حق (که) او از من صبر و گذشت بالایی دارد که این سالها بنده حقیر را تحمل و در برابر سختیها یاری نموده از او میخواهم که مرا حلال نموده و در تربیت فرزندانمان بسیار کوشا بوده که میدانم او فردی بسیار بزرگ و داری صبر و گذشت فراوان است و عاجزانه درخواست میکنم فرزندانمان را در حفظ قرآن و اسلام و شهدا هدایت و تربیت کنند که خداوند بزرگ در این کار او را هدایت خواهد کرد.
لازم به ذکر میدانم که از تمامی دوستان و فامیل و همرزمان عزیزم و خواهر و برادر دینیم چند نکته مهم را اهمیت دهند عاجزانه درخواست کنم که بسیار به نماز اول وقت و احترام به پدر و مادر اهمیت دهند و چند توصیهای از بنده حقیر: بسیار به پدر و مادر احترام کنید و به دیدار اقوام و دوستان بروید از فقرا و نیازمندان دل جویی کنید. قرآن را سرلوحه زندگی قرار بدهید.در خط شهدا و امام شهدا حرکت کنید و گوش به فرمان ولیامر زمان باشید و رهبر عزیزمان را در این راه تنها نگذارید تا پرچم را به صاحب اصلی برسانند.اگر امنیت هست در این مملکت مدیون شهدا و کمکهای رهبر عزیزمانیم.خداوند عمر با عزت به او عطا فرماید.
اگر من در این راه حق و خداپسند قدم گذاشته مطمئن باشید برای رضای خدا و رسول خدا بوده و میخواهیم به دشمنان اسلام، ثابت کنیم که ما برای رضای خداوند و کمک رساندن به اهل بیت و رسول الله از تمامی جان و مال همسر و فرزندانمان خواهیم گذشت و نمیگذاریم که دشمنان خدا و اهل بیت به این اسلام نات محمدی ضربه بزنند که این کار را امام حسین (ع) برای اسلام نموده و تمام دار و ندار خود را در راه اسلام و خداوند فدا نمود و از او الگو گرفتهایم. اگر من گناهکار در این کار خداپسندان قدم گذاشتم (برای این است که) فردای قیامت در نزد خدا و رسولش سرافکنده نباشیم.
رسول خدا فرمودند اگر مسلمانی صدای مسلمان را بشنود و به او کمک نکند او مسلمان نیست و به امام حسین (ع) ثابت کنیم که تا خون در رگهایمان جریان دارد نمیگذاریم به خواهرت، عمهیمان زینب اهانت شود.
ای خواهر و برادرمان بدانید:
سوریه خط مقدم ما بوده و اگر ما در آنجا حضور داریم بدانید که هدف دشمنان رسیدن به ایران است. نگذارید بین شما و اسلام جدایی بیاندازند که اگر موفق شوند شما را به فنا میکشند گوش به فرمان رهبر عزیزمان باشید تا از فتنه زمان در امان باشید و نگذارید روی افکار و عقاید شما کار کنند نگذارید خون شهدا پایمال شود. که فردای قیامت همه ما مسئول و جوابگو باشیم.
*** یکی دیگر از مدافعان شهید حرم «شهید محمد احمدی جوان» است. وی متولد 1369 در روستای باشی از توابع بخش دلوار تنگستان و عضو تیپ پیاده سپاه امام صادق(ع) بود که به صورت داوطلبانه برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) به سوریه رفته بود که پس از مجروح شدن در سوریه، در یکی از بیمارستانهای تهران تحت مداوا بود، به جمع شهدای حرم پیوست. وصیت نامه این شهید در ادامه آمده است:
«خدایا تو را سپاس که مرا در دین حقت و مذهب زیبای تشیع قرار دادی، تو را سپاس که مرا در پیروی از پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و اهلبیت و عصمت و طهارتش یاری نمودی. خدایا من امروز به سوی تو قدم بر میدارم برای دفاع از مذهبی که به آن از صمیم قلب اعتقاد دارم.
خوشحال و شکر گذارم که به من نعمت جهاد در راه خودت نمودی تا با یاد و نام تو در این راه قدم بردارم و بتوانم در راه دفاع از حرم شریف خطبهخوان کربلا و سه ساله مولایم حسین(ع) با قلبی راسخ قدم بردارم.
ای پدر و مادر عزیزم که شما را در این دنیا خاکی نزدیکترین فرد به خود میدانم، شرمسارم از رفتاری که شایسته برخورد با شما نبود و من در حق شما روا داشتهام، به خدا سوگند میخورم که اگر زمانی با صدای بلند با شما سخن گفتم و موجبات ناراحتی شما را فراهم نمودم در قلب خود احساس پشیمانی بسیار میکردم، شاید به زبان نیاوردم ولی در قلب اینچنین بود، مرا حلال کنید و دعا کنید تا در دنیای جاوید نزد پروردگارم روسیاه نباشم.
برادران و خواهران عزیزم شما را به تقوای الهی و ایستادن در خط ولایتفقیه سفارش میکنم و علاوه بر شما به مردم عزیز کشورم سفارش مینمایم که فریب جوسازیهای دشمنان این خاک و اسلام ناب محمدی(ص) را نخورید و در خط ولایت باشید و از امام عزیزم، امام خامنهای مدظلهالعالی حمایت کامل و جامع نمایید.
مبادا از خط ولایتفقیه خارج شوید که من شهادت میدهم که شما از خط اهلبیت خارج شدهاید.
خوشحالم که در لباسی شهید میشوم که از اعماق وجودم به این لباس اعتقاد دارم و میدانم که چه لباس ارزشمندی به تن دارم، به همکارانم سفارش مینمایم تا حرمت لباس خویش را نگه داشته و قدردان نعمت خدمت در سپاه پاسداران باشند.
اینک با قدمهایی محکم به سوی جهاد در راه خدا ره سپار میشوم و از همهی کسانی که بر گردن من حقی دارند در خواست میکنم به حق مادرم زهرا(س) حلالم کنند.*** شهید دیگر حرم عبدالرحیم فیروزآبادی است. وی در تاریخ 16 آذر 94 درحالی که در عملیات مستشاری برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) در سوریه قرار داشت، دعوت حق را لبیک گفت و شربت سرخ شهادت را نوشید. در وصیت این شهید آمده است:
سلام خدمت خانواده عزیزم، امیدوارم که در تمام حالات سالم باشید در پناه حضرت حق و ولی عصر(عج)، این نوشته بعنوان وصیتنامه اینجانب عبدالرحیم فیروزآبادی فرزند ابراهیم است.
باتوجه به اینکه لطف خدا شامل حال بنده شده و بعنوان یکی از سربازان خانم بیبی زینب شدم و به یکی از آرزوهایم رسیدم، امیدوارم که در این راه هم به درجه رفیع شهادت نایل شوم.
از خداوند میخواهم که به خانواده و پدر و مادرم و برادر و خواهرانم صبری عظیم عنایت کند که بتوانند همچون بیبی زینب در برابر مصائب و سختیها صبر پیشه کنند و برای رزمندگان اسلام دعا کنند.
همسر عزیزم خیلی تو را دوست دارم و امیدوارم که در پناه حضرت حق سالم و سلامت باشی و باتوجه به عنایت حضرت ولی عصر(عج) بتوانی فرزندانی پاک و سالم تربیت کنی که بتوانند مدافع ولایت باشند.
فاطمه جون و حنانه عزیز، طوری رفتار کنید که شایسته یک دختر پاک اسلامی است و هرگز چادر را از سر خود نگیرید و با پوشش کامل اسلامی در کوچه و خیابان حاضر شوید تا چشم ناپاک نامحرمان دنبال شما نباشد. همیشه و در تمام حالات به فکر امام زمان(عج) باشید و مدافع خوبی برای ولایت. به هیچ وجه نماز خود را ترک نکنید چون من و امثال من برای به پا داشتن نماز است که جهاد کردیم. گوش به فرمان ولی فقیه باشید. درس خود را بخوبی بخوانید تا شخصی مهم در مملکت شوید که بتوانید پدر و مادر خود را سرافراز و سربلند کنید و ملت و مردم به شما احترام بگذارند. هرگز مادر خود را تنها نگذارید و به او که برای بزرگ و تربیت کردن شما خیلی خیلی زیاد زحمت و رنجها کشیده است.
از پدر و مادر عزیز و مهربانم خیلی عذر میخواهم که برای من زحمتهای زیادی را کشیدن تا مرا به این راه هدایت کنند، امیدوارم که مادرم مرا حلال کند که بدون خداحافظی از او وارد این میدان جنگ شدم.
اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند ما در مقابل آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی کامل آنها از پای نخواهیم نشست یا همه آزاد میشویم یا از مرگ شرافتمندانه استقبال خواهیم کرد اما در هر حال پیروزی با ما خواهد بود و ای مردم مسلمان ما برای خاک نمیجنگیم برای اسلام عزیز میجنگیم. من تا امروز مرده بودم و در این لحظه آغاز جهاد و شهادت گویی تازه متولد شدم و زندگی با دید نور را آغاز کردم. شهادت انسان را به درجه اعلای ملکوتی میرساند و این فدا شدن در راه خدا چقدر زیباست.» *** یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.
انتهای پیام